تبليغاتX
ديروز ، امروز ، فردا ، تكرار روزها
امان از قضاوتهای عجولانه
 

مرد مسنی به همراه پسر ۲۵ ساله اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.
به محض شروع حرکت قطار پسر ۲۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می کرد فریاد زد: “پدر نگاه کن درختها حرکت می کنند”  مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد. کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک بچه ۵ ساله رفتار می کرد، متعجب شده بودند.
ناگهان پسر دوباره فریاد زد: ” پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می کنند.” زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند. باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد:” پدر نگاه کن باران می بارد،‌ آب روی من چکید.
زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: “‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنید؟!”
مرد مسن گفت: ” ما همین الان از بیمارستان بر می گردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می تواند ببیند!”

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 20:46  توسط مرتضی | 
ای بــرادر! خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان
اما بقدر فهم تو کوچک میشود
و بقدر نیاز تو فرود می آید
و بقدر آرزوی تو گسترده میشود
و بقدر ایمان تو کارگشا میشود
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود
و به قدر دل امیدواران گرم میشود

یتیمان را پدر می شود و مادر
بی برادران را برادر می شود
بی همسرماندگان را همسر میشود
عقیمان را فرزند میشود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه میشود
در تاریکی ماندگان را نور میشود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
و محتاجان به عشق را عشق می شود

خداوند همه چیز می شود همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ِناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار

و بپرهیزید
از ناجوانمردیهــا
ناراستی ها
نامردمی ها!

چنین کنید تا ببینید که خداوند
چگونه بر سر سفره ی شما
با کاسه یی خوراک و تکه ای نان می نشیند
و بر بند تاب، با کودکانتان تاب میخورد
و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز میخواند

مگر از زندگی چه میخواهید
که در خدایی خدا یافت نمیشود؟
که به شیطان پناه میبرید؟
که در عشق یافت نمیشود
که به نفرت پناه میبرید؟
که در سلامت یافت نمیشود
که به خلاف پناه میبرید؟
و مگر حکمت زیستن را از یاد برده اید
که انسانیت را پاس نمی دارید ؟!


 ملاصدرا
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 13:32  توسط مرتضی | 
چهار چیز هست که غیر قابل جبران و برگشت ناپذیر هست:

سنگ بعد از این که پرتاب شد

دشنام .. بعد از این که گفته شد

موقعیت …. بعد از این که از دست رفت

و زمان… بعد از این که گذشت و سپری شد
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 22:12  توسط مرتضی | 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 21:24  توسط مرتضی | 
در كشور ما گاهي مسائلي پيدا مي شود كه باعث خنده و تعجب و از طرف ديگر موجب تشويش و نگراني مردم مي گردد:
اين روزها بازار تاييد و تكذيب برنجهاي واراداتي ازاين دست مساله است كه از يك طرف موسسه استاندارد بر آلودگي برنج وارادتي تاكيد مي كند و از طرف ديگر وزارت بهداشت بر سلامت آن ، بالاخره تكليف مردم اين وسط چيست؟
- اگر اين برنجها آلوده بوده اند چرا تا به حال اعلام نشده بود؟
- تكليف مردمي كه تا به حال ازاين برنج استفاده كرده اند چيست؟
- آيا از تاثير اين دست مسائل بر روح و جسم مردم آگاهي دارند؟
- هزينه بي اعتمادي مردم به مسئولان و مسائلي از اين دست كه در آينده ممكن است واقعيت هم پيدا كند بر عهده چه كسي است؟
 
 
** شايد پشت پرده خبر هايي است كه نه تو داني و نه من !!!!!!!!!
الله اعلم ! 
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 22:13  توسط مرتضی | 
بعد از مدتها فرصتي دست داد و جهت گشت و گذاربه درياچه سد شهيد شاهچراغي رفتم . در كنار جاده خاكي منتهي به آن چندين تابلو ي هشدار ، كه عبارت " شنا در درياچه سد ممنوع است" به چشم  مي خورد اما در درون درياچه افراد زيادي مشغول شنا بودند.
بهتر نيست تا خداي ناكرده اتفاق ناگواري نيفتاده،( البته ظاهرا در سالهاي قبل اتفاق افتاده است) يا راه ورودي به درياچه را كاملا ببندند ويا قسمتهاي مشخصي را جهت شنا و تفريح همشهريان ( كه متاسفانه هيچ تفريحي در اين شهر ندارند) آماده كنند تا خانواده ها دغدغه اي نداشته باشند؟
بهر حال ما درايران عادت داريم براي هر كاري اول تعدادي قرباني بدهيم بعد دست به كار شويم  و دنبال مقصر بگرديم كه دراين جا هم به نظر مي رسد اگر اتفاق ناخوشايندي بيفتد مقصر اصلي خود مردم هستند كه به تابلوها توجهي ندارند.
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 22:37  توسط مرتضی | 
۱- سعی كنید (( لال بودن)) را تمرین كنید! این تمرین در میزان عزیز بودن شما بسیار موثر است .
 
۲-هیچگاه كارمندان را با یكدیگر مقایسه نكنید؛ چون قطعا شاهد تبعیض خواهید بود.
 
۳-اگر مدیرتان 3 یا 4 ایراد دارد انتظار رفتنش را نكشید، چون قطعا نفر بعدی او 43 ایراد دارد !
 
۴-می توانید با كارهای كم و كوچك، محبوبیت فراوانی به دست آورید؛ فقط كافی است ((زبان خود را تقویت كنید )) !
۵-ممكن است كه هر چه بیشتر كار كنید بیشتر خوار و خفیف شويد.
 
۶-با اشكالات سازمانتان بسازید و هرگز آنها را با مدیرتان در میان نگذارید؛ درغیر این صورت یك مشكل دیگر به سازمان اضافه می شود. آن مشكل، شما هستید !
 
۷-اشتباهات یك مدیر را هیچگاه به مدیر دیگر نگویید؛ در غیر اینصورت بجای یك مدیر، دو مدیر در مقابل شما جبهه گیری خواهند كرد .
 
۸-با انجام كارهای مختلف و فعالیتهای به موقع نظم شما تشخیص داده نمی شود بلكه برای این كار راههای ساده تری هست. مثلا فقط كافیست همیشه میز كارتان را منظم نگه دارید .
 
۹- اضافه بر كارهای معمول كار اضافه ای انجام ندهید؛ در غیر اینصورت انتظار پاداش بیشتری نیز نداشته باشید .
 
۱۰-همیشه حرفها (فرمایشات مدیرتان را تایید کنید ) حتی اگر از نظر او «ماست، سیاه باشد» .
 
۱۱-تنها كاری كه واجب است سریع انجام دهید كاری است كه مدیر شما شخصا از شما خواسته است .
 
۱۲-تنها انگیزه ای كه می تواند شما را وادار به كار كند «كسب روزی حلال» است .
 
۱۴-آسه برو، آسه بیا، كه گربه شاخت نزنه؛
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 13:13  توسط مرتضی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
سایت دامغان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
آرشیو موضوعی
رفت و آمد در خیابانهای دامغان
پیمانکاری با جان مردم
نکاتی در موردخرید رایانه
بهار
بهاریه
باز هم رانندگی در شهر دامغان
نوروز
پرواز
دلایل روشن نشدن رایانه
هزینه های سفرهای خارجی مسئولان
اشتغال در دامغان
نقش خواب در سیاست
مبارزه با بدحجابی
ازكودكي تا بزرگي و تمدن
گازسوز يا ؟؟
عصبانيت
پيدايش نوروز
بيمه
آموزش قوانين !!!
بالاي صد در صد !!!
چهارشنبه سوري يا ميدان جنگ
پیوندها
نوشتار
یار مهربان
گفتني ها و شنيدني ها(حجت)
گروه جغرافياي سياسي گرمسار
پايگاه خبري شهرستان دامغان
آينده نيوز
سايت خبري كلمه
سايت آستانه
آسمان آزاد
سايت آموزش و پرورش دامغان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM